افزایش سرعت تغییرات و پیچیدگیها در دنیای کنونی، تکیه بر روندها و تجربیات گذشته را دچار تزلزلی اساسی کرده است. دیگر نمیتوان با دانش و تجربیات گذشته، سازمانها را به سوی موفقیت هدایت کرد، در چنین شرایطی شناخت و درک صحیح از آنچه در حال رخدادن است (نه آنچه رخداده است) مزیت رقابتی اصلی سازمانها است. در گامی فراتر اگر به عنوان رهبر یک صنعت بتوانیم آینده را خلق کنیم از بیشترین منافع آن نیز بهرهمند خواهیم شد؛ اما چگونه میتوان آینده را شناخت و در گامی فراتر به ساخت آن اقدام ورزید؟
یکی از کلیدیترین پیشرانهای ساخت آینده، پیشران فناوری است. سازمانهایی که توانایی کشف تغییر و تحولات فناوری را داشته باشند نه تنها از غافلگیر شدن در امان خواهند بود بلکه با سرمایهگذاریهای هوشمندانه میتوانند به بازیگری فعال در آینده بدل شوند. فورچون 500 در آخرین گزارش تحلیل خود از برترین شرکتهای جهان اظهار داشت که بیش از 80 درصد آنها طی چند سال اخیر دپارتمان، معاونت، مدیریت و یا حتی مرکزی متمرکز برای پویش و پایش محیط صنعت خود ایجاد کردهاند. این موضوع اهمیت و ضرورت شناخت و درک کلان روندها، روندها و فناوریهای نوظهور را بیشتر از پیش نشان میدهد. انتخاب با خود ماست، اینکه تنها نظارهگر و تأثیرپذیر از تغییرات پیرامونی خود باشیم یا بخشی از آن تغییرات. اکنون بیش از هر زمان دیگری سازمانها باید تأثیرات احتمالی کوتاهمدت و بلندمدت روندهای فناوری را بررسی نموده و روندهای شناسایی شده را در تفکر استراتژیک خود برای سالهای آتی در نظر گرفته و برنامههای عملیاتی و مدلهای کسب وکار خود را متناسب با آن تغییر دهند. هوش مصنوعی، رایانش ابری و کوانتومی، کلان داده، رباتیک، فناوریهای ماهوارهای، اینترنت اشیا، هایپراتوماسیون، زیستفناوری، ریزفناوری، واقعیت مجازی و فناوری مخابرات نسل 5 و ... همه از جمله فناوریهایی هستند که تغییرات شگرفی را در فضاهای کسب وکار آتی ایجاد خواهد نمود. تصمیمگیری برپایه روندهای گذشته و موجود گاهی میتواند کسب وکارها را به ورطه نابودی بکشاند، چراکه ظهور برخی فناوریها میتواند به سرعت نیازها، فرایندها و محصولات و خدمات را در یک صنعت تحت تأثیر خود قرار دهد. اگر نتوانیم با شناسایی و درک روندهای فناوری و فناوریهای نوظهور همواره کسب و کار خود را به روز نگه داریم در یک غافلگیری آنی از چرخه صنعت کنار گذاشته خواهیم شد.